روان شناسی تخصصی رشد

دوران خیره‌سری نوجوانان

بررسی شیوه‌های برخورد صحیح با نوجوانان در دوران بلوغ

 

 

دوران بلوغ كه با اوایل نوجوانی آغاز می‌شود، دوران دگرگونی‌های فراوان است. به گفته متخصصان به سنین 10 تا 14 سالگی در دخترها و به سنین 12 تا 15 سالگی در پسرها اوایل نوجوانی گویند. ​دوسال پس از آن اواسط نوجوانی و ادامه این سنین تا شروع بزرگسالی​ اواخر نوجوانی به شمار می آید. بنابراین طبق تعریف سازمان جهانی بهداشت، به رده سنی10 تا 19 سال نوجوان اطلاق می‌شود.

 در این دوران فرد بالغ می‌شود و از مرحله كودكی به بزرگسالی می‌رسد و قدرت باروری را كسب می‌كند. در واقع در دوره‌ای كوتاه فیزیك و آناتومی قسمت‌های خاصی از بدن نوجوان به طور محسوسی تغییر می‌كند و اعضای تناسلی و تولید مثلی او كامل می‌شود و علاوه بر این، دگرگونی‌های اجتماعی و روانی نیز در او ایجاد می‌شود.


ادامه مطلب


بابا... مامان!‌ نَفَس‌كش (قسمت 2)

محبت از نوع زیادی

 این روزها والدین بیش از حد دلواپس فرزندان خود هستند و بسیاری از آنها برای این‌ كه محبت‌های افراطی خود به فرزندشان را توجیه كنند عنوان می‌كنند كه زمانه عوض شده و بچه‌ها به مراقبت بیشتری نیاز دارند.

اما روانشناسان معتقدند محبت‌ بیش از حد به كودك اثر منفی و معكوس دارد. در حالی كه براساس آمارها و مشاهدات بالینی كودكان امروز در مقایسه با نسل‌های پیشین، زندگی راحت‌تری دارند. امكاناتی كه یك كودك از طبقه متوسط امروز دارد در اختیار بچه‌های آن زمان نبود. 

روانشناسان معتقدند كه حمایت‌های افراطی از فرزندان در قالب فرزندسالاری منجر به سركشی افراطی در بزرگسالی می‌شود در حالی كه پدر و مادر باید بیشتر انرژی خود را ​​روی استقلال و افزایش آستانه تحمل فرزند خود بگذارند.

در واقع ابراز محبت یك مقوله مهم و قابل اعتنا محسوب می‌شود اما ابراز بیش از حد آن می‌تواند مشكلاتی را به همراه داشته باشد. اما محبت‌ها و مراقبت‌های والدین به حدی افزایش یافته است كه فرزندان مفهوم ارزش و محبت را فراموش می‌كنند. تصور كنید كودك انواع و اقسام ماشین‌های اسباب‌بازی از نوع عالی را در اختیار دارد. حال اگر یكی از آشنایان یك ماشین اسباب‌بازی به او هدیه بدهد كه یك ماشین معمولی هم باشد، آن را به گوشه‌ای پرت می‌كند، زیرا از بازی كردن با این وسیله‌ها دیگر لذت نمی‌برد. این افراد زمانی كه بزرگ می‌شوند با مشكلات فراوانی دست به گریبان خواهند بود كه از این میان می‌توان به پایین آمدن اعتماد به نفس و توانایی‌ در اداره خود اشاره كرد.


ادامه مطلب


  • نظرات() 
  • نوع مطلب :رشد هیجانی کودک ،
  • منو كتك نزن

    50 درصد والدین تنبیه بدنی كودك را حق خود و یكی از روش‌های تربیت فرزند می‌دانند و 40 درصد به این كار اقدام می‌كنند. این نتیجه یك نظرسنجی طی سال گذشته در ایران است. چنین دیدگاهی كه متاسفانه فراگیر هم هست پایه خشونت خانگی علیه كودكان محسوب می‌شود و حدود 10 درصد تماس‌های اورژانس اجتماعی سازمان بهزیستی به كودك‌آزاری اختصاص دارد. باز هم متاسفانه 90 درصد خشونت خانگی علیه كودكان توسط والدین و در محیط خانه صورت می‌گیرد.

    اغلب والدین برای تنبیه بدنی كودك توجیهات مشترك و متنوعی می‌آورند كه از لبریز شدن كاسه صبر گرفته تا ناگهان از كوره دررفتن و سزاوار بودن كودك برای كتك‌خوردن را در برمی‌گیرد؛ در حالی كه علوم تربیتی و روان‌شناسی، تنبیه بدنی كودك را امری مردود و نشانه‌ ضعف‌های اخلاقی و روانی والدین معرفی می‌كند.

    از این منظر والدینی كه در كودكی كتك‌خورده یا به هر طریق تنبیه شده‌اند فرزندانشان را كتك می‌زنند و بی‌اخلاقی و تحقیر ناشی از این رفتار را نادیده می‌گیرند. برخی والدین نیز تنبیه بدنی را با یك مراسم مفصل كتك‌زنی! اشتباه می‌گیرند و برخی رفتارهای خشونت‌آمیز نظیر سیلی‌زدن و نیشگون گرفتن را تنبیه بدنی تلقی نمی‌كنند. در این باره نیز هر رفتاری كه مشخصا به جسم كودك آسیب بزند و باعث درد و رنجش وی شود، تنبیه بدنی محسوب می‌شود و نادرست بودن تنبیه بدنی همه انواع آزار جسمی با هر شدت و ضعفی را در بر می‌گیرد.


    ادامه مطلب


  • نظرات() 
  • نوع مطلب :رشد هیجانی کودک ،
  • به كودك كمك كنید سرگرم شود

    اگر شما هم فرزند كوچكی دارید، حتماً آرزو می‌كنید به جای این‌كه دائم دنبال شما باشد و از شما بخواهد با او بازی كنید، خودش مشغول بازی شده و بتواند مدتی با اسباب‌بازی‌هایش سرگرم شود. البته بعضی از بچه‌ها خیلی زیبا و آرام مشغول بازی می‌شوند و خودشان را با اسباب‌بازی‌هایشان سرگرم می‌كنند اما در مقابل گروهی هم هستند كه لحظه‌ای از پدر و مادرشان جدا نمی‌شوند و دائم دنبال آنها هستند.

    پدر و مادر باید این نكته را در نظر داشته باشند كه گاهی كودك از رفتار آنها یاد می‌گیرد فقط زمانی بازی كند كه والدین اطرافش هستند؛ این بچه‌ها معمولاً به كارها و روابط پدر و مادر حسادت می‌كنند و می‌خواهند آنها هیچ كاری به غیر از بازی كردن با آنها انجام ندهند. بنابراین در چنین شرایطی كاملاً طبیعی است كه كودك بازی كردن به تنهایی را نپذیرد و با بهانه‌گیری والدین را مجبور كند با او همراه شوند.

    اگر پدر و مادر براحتی تسلیم كودك شوند و هر وقت او می‌خواهد كارهای خودشان را تعطیل كنند، باید منتظر رفتارهای بدتری هم باشند چون این كودك هیچ وقت یاد نمی‌گیرد كارها و برنامه‌های خودش را مدیریت كند. البته این به معنای بی‌توجهی به كودك نیست؛ كودك به توجه شما نیاز دارد و باید حس كند به عنوان یكی از اعضای خانواده مورد احترام و شخصی باارزش است.


    ادامه مطلب


  • نظرات() 
  • نوع مطلب :رشد هیجانی کودک ،
  • مــدرســه و رشد عاطفی

    کودکان با تفاوت رشد عاطفی فراوان و با تجربیات و خاطرات تلخ و شیرینی که از دوران طفولیت خود دارند، وارد دبستان می‌شوند. کودک دبستانی از اینکه مبادا مورد توجه والدین، معلمان و همسالانش قرار نگیرد، مضطرب و نگران است. به همین دلیل برای جلب توجه دیگران، به تقلید از رفتار اطرافیان و همانندسازی با آنان می‌پردازد. ترس، حسادت، رقابت و پرخاشگری در بین کودکان دبستانی شایع است که در هر مورد باید با آنان به روش مناسبی برخورد شود، در غیر این صورت کودک به استفاده از مکانیسم‌های دفاعی و رفتارهای مزاحم متوسل و عملکرد او مختل می‌شود. کودک در این دوره استقلال‌طلب است، تمایل زیادی به اظهار وجود و مطرح شدن دارد، در برابر انتقاد و خرده‌گیری دیگران حساسیت نشان می‌دهد، از تاریکی و تنهایی می‌ترسد، از تمسخر و ریشخند رنج می‌برد و در عین چابکی و فعال بودن، بی‌قرار و ناآرام است. کودک دبستانی از شادی و سازگاری نسبتاً خوبی برخوردار است، شادی خود را با حرکت بدن ظاهر می‌كند و می‌آموزد که چگونه واکنش‌های عاطفی و هیجانی خود را در خارج خانه کنترل کند. واکنش‌های عاطفی کودک دبستانی بیشتر حالت زبانی و کلامی به خود می‌گیرد و رمزی و غیرمستقیم می‌شود. برای نمونه کودکی که رفتارش کاملاً عادی به نظر می‌رسد، ممکن است در درون خود بسیار خشمگین و ناراحت باشد. کودک شش ساله بسیار احساساتی است و به دو صورت متفاوت عمل می‌کند، یعنی ممکن است زمانی شخصی را دوست داشته باشد و در زمان دیگر از او بیزار باشد و هنگام بازی با دوستانش به جنگ و گریز می‌پردازد. کودک در هفت سالگی نسبتاً آرام است و در موقعیت‌های ناخواسته به جای دعوا، لب به شکایت می‌گشاید و غرغرکنان خود را از صحنه کنار می‌کشد. به نظر کودک هشت ساله، انجام دادن هیچ کاری مشکل نیست و او فکر می‌کند که از عهده انجام تمامی امور برمی‌آید. در این سن کودک فعال است و از دست‌زدن به کارهای تازه و نو لذت می‌برد. والدین و اطرافیان باید کودک هشت ساله را یاری دهند تا بتواند موفقیت خود را تجربه کند و ترس‌هایش فرو ریزد. در کودک نه ساله اگر چه میل به استقلال خیلی شدید است، ولی بسیار شاکی بوده و دلهره زیادی دارد. با این حال به برقراری ارتباط با اطرافیان علاقمند است و دوست دارد که سؤالات متعددی را بپرسد. کودک ده ساله اطاعت کردن را دوست دارد و از خود توقع دارد که فرد منظمی باشد.


    ادامه مطلب


  • نظرات() 
  • نوع مطلب :رشد هیجانی کودک ،
  • خــانواده و رشـد عـاطـفی

    یکی از عوامل مؤثر در رفتار فرد، خانواده است. محیط خانواده نخستین و اصلی‌ترین عاملی است که در رشد و تکوین شخصیت افراد تأثیر دارد. والدین نقش بسیار مهمی در تکامل رشد عاطفی فرزندان خود دارند. موقعیت شغلی خانواده، نحوه روابط افراد خانواده با یکدیگر، وضع اقتصادی، افکار و عقاید، ایده‌آل‌ها و آرزوهای والدین و سطح تربیت آنها و غیره در طرز رفتار و شخصیت کودک نفوذ و اثر فراوان دارد. نقش خانواده در تعیین رفتار بارز و آشکار کودک، واکنش‌های عاطفی، ادراک، نگرش‌ها و ارزش‌های او از اهمیت خاصی برخوردار است. هر چند که شخصیت کودک در سنین و مراحل مختلف رشد، قابل تغییر است، ولی نخستین اثرات محیط خانواده، مبنای اولیه شخصیت کودک را معین می‌کند. افکار، نگرش‌ها و رفتار والدین می‌تواند در جریان رشد و تکامل کودک تسهیل‌کننده یا مانع باشد. به عنوان مثال والدین سختگیر، سلطه جو و خشن از روابط مثبت و سازنده کودک با همسالان خویش که برای استقلال وی بسیار ضروری است، جلوگیری می‌کنند. در حالی که والدین پذیرا و فهمیده منبع آرامش و امنیت برای کودکان خود هستند. به طور کلی نحوه ارتباط اعضای خانواده با یکدیگر، خانواده‌ای را سازگار و خانواده‌ای را ناسازگار می‌كند. خانواده‌های سازگار و موفق و خانواده‌های ناسازگار و آشفته هر کدام مدل ارتباطی مربوط به خود را دارند. معمولاً در خانواده‌های سازگار و موفق، سطح ارزش‌های افراد بالا است و تمامی اعضای خانواده به یکدیگر احترام می‌گذارند. اعضای خانواده موفق نسبت به هم رابطه‌ای باز، روشن و صادقانه دارند. سطح توقع و انتظارات آنان از یکدیگر معقول و منطقی است و با صراحت و بیان ساده و قابل فهم با هم صحبت می‌کنند. قوانین و مقررات حاکم بر خانواده سازگار، مناسب، انسانی و قابل انعطاف است و بر اساس نظر و توافق اعضای آن تغییر می‌یابد. پیوند و ارتباط اعضای خانواده سازگار و موفق با جامعه و گروه‌های اجتماعی، پیوندی اصولی، باز و امیدبخش بوده و ارتباط آنها با مردم بر محور خوش‌بینی و تفکر مثبت استوار است. برعکس در خانواده‌های آشفته و ناسازگار، سطح ارزش‌های افراد بسیار پایین است و اعضای آن پیوسته همدیگر را تحقیر می‌کنند.


    ادامه مطلب


  • نظرات() 
  • نوع مطلب :رشد هیجانی کودک ،
  • رشد عاطفی چیست؟

    رشد عاطفی یکی از مهمترین جنبه‌های رشد کودکان است. زیرا اگر عواطف و هیجانات کودک به طور طبیعی ارضاء نشوند، کودک نمی‌تواند از زندگی و فعالیت‌های روزمره خود لذت ببرد. در زندگی کودک هیجانات و عواطف نقش بسیار مهمی دارند. این عواطف و هیجان‌ها هستند که زندگی و فعالیت‌های کودک را شیرین و لذت بخش می‌کنند، ولی تأثیر عواطف و هیجان‌ها همیشه برای کودک مفید نیستند. اگر عواطف و هیجانات کودک، بنابه دلایلی مانند فوت یکی از والدین و یا جدایی آنها از هم، نابسامانی‌های موجود در خانواده، اختلاف و مشاجره دائمی والدین و غیره بسیار شدید و حاد باشند، ممکن است که کودک علاوه بر تحمل صدمات شدیدی که بر رشد جسمانی او وارد می‎شود، قدرت سازگاری خود را با محیط نیز از دست بدهد و دچار بحران روحی شود. چنین کودکی معمولاً احساس مشکل و بی‌لیاقتی می‌کند، کمبودها و ناراحتی‌های عاطفی و روانی چنان اثر عمیق و دائمی در زندگی کودک می‌گذارند که او هرگز نخواهد توانست آسیب‌ها و صدمات عاطفی و روانی دوران کودکی خود را به طور کامل جبران كند. چگونگی تأثیر هیجان‌ها و عواطف در زندگی فردی و اجتماعی کودک به صورت‌های گوناگون مطرح است. عواطف و هیجانات روزانه مانند ترس، خشم، حسادت، و غیره باعث می‌شوند که کودک از زندگی خود لذت ببرد و برای فعالیت‌های مختلف آماده شود.



    ادامه مطلب


  • نظرات() 
  • نوع مطلب :رشد هیجانی کودک ،
  • رشد عاطفی کودکان دبستانی

    رشد را می‌توان به دو نوع طبیعی و غیرطبیعی تقسیم کرد. رشد طبیعی در انسان و حیوان مشترک، ولی رشد غیرطبیعی مختص انسان است. در رشد غیرطبیعی، یادگیری و آموزش نقش بسیار اساسی دارد. اگر انسان از آموزش برخوردار نشود، هیچ گونه رشدی در او ایجاد نخواهد شد. به طور کلی رشد انسان اعم از جسمانی، ذهنی، عاطفی، اجتماعی و اخلاقی، یک سلسله تغییرات و دگرگونی‌های کمی و کیفی به هم پیوسته، دائم و دارای جهت است. تفاوت‌های فردی در رشد وجود دارد و رشد افراد مختلف، متفاوت است. عوامل ارثی و محیطی هر دو در رشد انسان اثر دارند و تعامل آن دو روال رشد او را مشخص می‌کند. البته اینکه محیط در رشد و تکامل انسان تأثیر بیشتری دارد یا وراثت، نظر دانشمندان را به خود جلب کرده است. برخی از دانشمندان مانند «گالتون» نقش وراثت در رشد فرد را بیشتر از محیط می‌داند. از سوی دیگر پیروان محیط نظیر «واتسون»، عوامل محیطی را در رشد فرد، مهمتر و مؤثرتر می‌دانند. اما دانشمندان دیگری مانند «آلپورت» دیدگاه هایی را مطرح کرده‌اند که تا حدود بسیار زیادی دیدگاه هایی واتسون و گالتون را به هم نزدیک و هماهنگ كرده است. آلپورت معتقد است که رشد فرد از تعامل بین عوامل ارثی و محیطی حاصل می‌شود. بنابراین با توجه به کیفیت و چگونگی رشد در افراد، می‌توان گفت که رشد و تکامل کودکان دارای جنبه‌ها و ابعاد گوناگونی است که باید مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گیرد. زیرا با شناخت ویژگی‌ها و خصوصیات رشد و تکامل کودکان می‎توان شیوه‌های تربیتی و آموزشی مناسبی را برای تربیت و هدایت آنها در هر یک از دوره‌های تحصیلی به کار گرفت. این گزارش، رشد عاطفی کودکان دبستانی را به طور خلاصه مورد بررسی قرار داده است.

    منبع: بانک مقالات آموزشی و فرهنگی



  • نظرات() 
  • نوع مطلب :رشد هیجانی کودک ،




  • نصرت نوجوان


    آخرین پست ها


    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :




    شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات