50 درصد والدین تنبیه بدنی كودك را حق خود و یكی از روش‌های تربیت فرزند می‌دانند و 40 درصد به این كار اقدام می‌كنند. این نتیجه یك نظرسنجی طی سال گذشته در ایران است. چنین دیدگاهی كه متاسفانه فراگیر هم هست پایه خشونت خانگی علیه كودكان محسوب می‌شود و حدود 10 درصد تماس‌های اورژانس اجتماعی سازمان بهزیستی به كودك‌آزاری اختصاص دارد. باز هم متاسفانه 90 درصد خشونت خانگی علیه كودكان توسط والدین و در محیط خانه صورت می‌گیرد.

اغلب والدین برای تنبیه بدنی كودك توجیهات مشترك و متنوعی می‌آورند كه از لبریز شدن كاسه صبر گرفته تا ناگهان از كوره دررفتن و سزاوار بودن كودك برای كتك‌خوردن را در برمی‌گیرد؛ در حالی كه علوم تربیتی و روان‌شناسی، تنبیه بدنی كودك را امری مردود و نشانه‌ ضعف‌های اخلاقی و روانی والدین معرفی می‌كند.

از این منظر والدینی كه در كودكی كتك‌خورده یا به هر طریق تنبیه شده‌اند فرزندانشان را كتك می‌زنند و بی‌اخلاقی و تحقیر ناشی از این رفتار را نادیده می‌گیرند. برخی والدین نیز تنبیه بدنی را با یك مراسم مفصل كتك‌زنی! اشتباه می‌گیرند و برخی رفتارهای خشونت‌آمیز نظیر سیلی‌زدن و نیشگون گرفتن را تنبیه بدنی تلقی نمی‌كنند. در این باره نیز هر رفتاری كه مشخصا به جسم كودك آسیب بزند و باعث درد و رنجش وی شود، تنبیه بدنی محسوب می‌شود و نادرست بودن تنبیه بدنی همه انواع آزار جسمی با هر شدت و ضعفی را در بر می‌گیرد.

چرا تنبیه بدنی ممنوع است؟

نحوه تنبیه، رفتاری كه كودك به دلیل آن تنبیه می‌شود، شدت و تكرار تنبیه بدنی به همراه ویژگی‌های شخصیتی و روانی كودك آثار منفی تنبیه بدنی بر وی را تعیین می‌كند. با این حال بروز عوارض زیر در اثر تنبیه بدنی كودك از نظر علم رفتارشناسی اثبات شده است.

لجبازی: تنبیه بدنی نظام تشخیص خوب و بد یا صحیح و غلط را در كودك به چارچوب لجبازی می‌كشد و بی‌اثر می‌كند. در حقیقت كودك لجبازی را به نتیجه تنبیه بدنی و بلكه روشی برای مقابله با‌ آن تبدیل می‌كند.

پرخاشگری: تنبیه بدنی، پرخاشگری را برای كودك به نوعی واكنش هیجانی بی‌هدف و بی‌دلیل در اعتراض به‌ آزار جسمی‌اش تبدیل می‌كند. علاوه بر آن تنبیه بدنی بیش از جسم كودك بر روان وی تاثیر عمیق می‌گذارد و دیدگاه مبتنی بر آرامش، احترام و تحمل‌پذیری را در ذهن وی مخدوش و بدون پشتوانه می‌كند.

​ عادت به تنبیه: والدینی كه فرزند خود را مكررا تنبیه بدنی می‌كنند اغلب از ادب نشدن یا به اصطلاح حیا نكردن و ضدضربه شدن وی گله دارند. تنبیه بدنی هرگز از ذهن كودك پاك نمی‌شود و در وی نوعی مصونیت اخلاقی و بدنی در برابر ترس از تنبیه شدن به وجود می‌آورد.

عقده‌های روانی: كتك خوردن طیفی از عقده‌های روحی و روانی را در وجود كودك شكل می‌دهد و تقویت می‌كند كه تا آخر عمر از بین نمی‌روند. اغلب بزهكاران و معتادان به مواد مخدر كسانی هستند كه در سن میانسالی هم هنگامی كه از عقده‌های روانی خود صحبت می‌كنند به كتك خوردن در كودكی اشاره دارند.

از بین رفتن قبح خشونت: هنگامی كه كودكی كتك می‌خورد آشكارا درمی‌یابد​ خشونت ورزیدن حتی نسبت به نزدیك‌ترین افراد امكان‌پذیر است. ضمیر پاك كودكان پس از اولین تنبیه بدنی وارد مرحله جدیدی می‌شود كه در آن خشونت‌ بخشی از زندگی و​ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است.

بیماری والدین

تنبیه بدنی فقط بر كودك تاثیر منفی نمی‌گذارد. مطالعات نشان می‌دهد والدینی كه به صورت مكرر و با شدت فرزندشان را تنبیه بدنی می‌كنند پس از مدتی به بیماری‌های حاد روانی دچار می‌شوند. این بیماری‌ها افسردگی، دیگر آزاری، خودآزاری، تشویش فكری، وسواس، احساس گناه شدید، تیك‌های عصبی، انزوا و... را دربرمی‌گیرد. در حقیقت هر بار تنبیه بدنی كودك تاثیر منفی بر لایه‌های درونی روان والدین می‌گذارد كه می‌تواند با تنبیه‌های بعدی تقویت و تثبیت شود و آخر سر به صورت یك بیماری روانی آشكار گردد.

چه باید كرد؟

بهترین روش برای تنبیه كودك از نظر روانشناسان به كارگیری نظام برخورداری و محرومیت است. در این روش كودك به خاطر كار خوبی كه انجام می‌دهد از آنچه می‌خواهد برخوردار می‌شود و كار كمی ناپسند، محرومیت را در پی دارد. تنبیه كودك نباید با هیچ نوع آزار شدید یا مستقیمی همراه باشد و نظام برخورداری و محرومیت نیز باید با دقت و آگاهی كافی اعمال شود. قرار نیست هر كار كوچكی به محرومیت یا پاداش منجر شود. افراط در پاداش و محرومیت كودك وی را شرطی می‌سازد و از تاثیر این روش نیز می‌كاهد. كودك باید كارهای خوب را بشناسد، یاد بگیرد و در مقابل انجام آن انتظار پاداش نداشته باشد. این روش چارچوبی ایجاد می‌كند تا كودك ارزش كار خوب و قبح كارهای بد را درك كند و تمایل به انجام كار خوب و اجتناب از رفتار ناشایست در وی نهادینه شود.

منبع: جام جم