كودكان در سنین مدرسه دست‌كم یك‌سوم از زمان خود را بیرون از منزل و در محیط‌های آموزشی سپری می‌كنند. این مدت زمان نسبتا بالا، گاهی این تصور را در والدین ایجاد می‌كند كه یك نهاد اجتماعی دیگر وارد كار شده است تا به كاهش حجم مسوولیت‌های والدین كمك كند.آنها از این به بعد در درجه اول كاركنان مدرسه را در قبال وضعیت درسی و تربیتی فرزندانشان پاسخگو می‌دانند. این تصور اگرچه امروزه​ بین والدین ایرانی بسیار شایع شده است، اما چندان درست به نظر نمی‌رسد. واقعیت این است كه این دو نهاد اجتماعی تنها در همكاری با یكدیگر، قادر خواهند بود تا به اهدافشان جامه عمل بپوشانند.

آگاهی از نقش‌ها و وظایف هر یك از نهادها و شیوه‌های همكاری بین آن دو می‌تواند شما را در كمك كردن به آینده فرزندانتان و برقراری یك رابطه صحیح با محیط آموزشی او كمك كند.

مشكل ارتباط اولیا و مربیان

جامعه‌شناسان از خانواده به عنوان گروه نخستین یاد می‌كنند. چرا كه فرزندان ابتدا در این گروه، تحت آموزش قرار می‌گیرند و مهارت‌هایی را كه برای زندگی در اجتماع نیاز دارند، می‌آموزند. بنابراین خانواده نهادی است كه برای اولین بار قواعد، هنجارها و ارزش‌های پذیرفته شده در بین افراد جامعه را برای كودك توضیح می‌دهد و از او می‌خواهد به آنها احترام بگذارد.

از آنجا كه كودكان در سنین پایین تنها با دایره محدودی از افراد مثل پدر و مادر، خواهران و برادران و اقوام نزدیك‌تر ارتباط دارند، آنچه این گروه به آنها آموزش دهند را كمال و تمام می‌پذیرند. گاهی آموزش‌های نخستین، آنچنان در وجود كودك می‌نشیند كه حتی در صورت درست نبودن هم بسختی از او جدا می‌گردد. در بعضی مواقع كار به جایی می‌رسد كه فرد با آموزش‌های اولیه خود مانند یك الگو و قالب رفتار می‌كند. به این معنی كه در موقعیت‌های مختلف برای تصمیم‌گیری درستی یا نادرستی مسائل به آموزش‌های خانوادگی خود نگاه می‌كند و آن را معیار سنجش می‌داند.در كشور ما هم به دلیل اهمیت بالای نهاد خانواده نمونه‌هایی از این دست بسیار دیده می‌شود.

فرآیند آموزش در خانواده، به خودی خود امری مهم و ضروری است، اما ممكن است زمانی كه فرزندان وارد نهاد‌های اجتماعی دیگر می‌شوند، دچار تقابل و مشكل شوند. در این شرایط آموزش‌های خانواده در مقابل آموزش‌های مدرسه قرار می‌گیرند. برای مثال ممكن است كودك شما ملزم به رعایت نظم و حضور بموقع در مدرسه باشد. اما شما به عنوان پدر یا مادر او تلاشی در رساندن بموقع او نداشته باشید. همچنین گاهی مربیان مدرسه خواستار انجام فعالیت‌هایی از جانب كودكان هستند كه با همراهی و كمك والدین میسر است، در این رابطه می‌توان به درست كردن كاردستی‌ها یا انواع آزمایش‌های علمی در منزل اشاره كرد. این مشكلات زمانی بیشتر نمود پیدا می‌كند كه این دو نهاد بدون توجه به دیگری تنها به آموزش‌های خود می‌پردازد و به تفاوت‌های به وجود آمده اهمیتی نمی‌دهد. نتیجه شرایط این است كه كودك در حل این تعارضات تنها می‌ماند و خودش باید تلاش كند تا بین آموزش‌هایی كه می‌بیند و نقش‌ها و وظایفی كه بر عهده دارد توازن برقرار كند.این در حالی است كه كودكان اغلب، به دلیل سن كم از این توانایی برخوردار نیستند.

چرا مشاركت اهمیت دارد؟

مشاركت به معنی همكاری كردن و سهیم‌شدن با دیگران در رسیدن به اهداف است. در حقیقت آموزش‌های تأثیرگذار و كاربردی در مدارس جز با مشاركت و همكاری والدین نمی‌تواند تحقق پیدا كند.

این همكاری بیش از همه برای فرزندان اهمیت دارد.

موفقیت‌های تحصیلی كودكان بازخوردی از عوامل گوناگون است كه هماهنگی بین والدین و مدرسه هم جزو مهم‌ترین این عوامل محسوب می‌شود. یكی از واقعیت‌های مهم در این میان این است كه اغلب والدینی كه تصور منفی در مورد مدارس دارند، با شروع همكاری و مشاركت در برنامه‌های مدارس، این تصور را به دیدگاهی مثبت بدل می‌كنند. یكی از دلایل ایجاد تصور منفی در والدین این است كه تفاوت‌های آموزشی كه پیش از این به آنها اشاره شد، مسائل مهمی را دربر می‌گیرد. این اتفاق بیشتر زمانی به وقوع می‌پیوندد كه آموزش‌های مدرسه با ارزش‌ها و اعتقادات خانواده در تعارض است.

برای مثال ممكن است آموزش رسمی تلاش كند حس استقلال را در فرزندان تقویت كند ولی والدین این شرایط را نپذیرند. بنابراین زمانی كه كودك برای پدر و مادر خود از آموخته‌هایش صحبت می‌كند با واكنش منفی آنها رو‌به‌رو شود. در این خصوص ممكن است والدین مانع از شركت فرزندشان در برنامه‌های تفریحی و اردوهای مدرسه شوند.

گاهی به دلیل نفوذ عمیق والدین بر فرزندان ممكن است دیدگاه منفی آنها به فرزندشان منتقل شود.

این تفكر اغلب تا پایان دوران تحصیل همراه كودك باقی خواهد ماند و تبعات جبران‌‌ناپذیری را به‌جا خواهد گذاشت.

برای مثال می‌توان احساس گوشه‌گیری، انزوا و حس متفاوت بودن از سایرین اشاره كرد كه در نهایت باعث می‌شود كودكان نتوانند مهارت كار گروهی و همراهی با دیگران را بیاموزند. بنابراین اگر متوجه شدید فرزند شما نمی‌تواند با همسن‌های خود ارتباط خوبی برقرار كند یا دوستان زیادی ندارد یكی از گزینه‌هایی كه باید بررسی كنید نحوه رفتار خودتان است.

احساس نارضایتی والدین همچنین می‌تواند انگیزه كودكان را در رفتن به مدرسه كاهش دهد.

امروزه با توجه به همین مسائل است كه هر دو نهاد تلاش می‌كنند خود را در جریان كار دیگری قرار دهند.

موانع ارتباط موثر اولیا و مربیان

امروزه نظام آموزش و پرورش كشور، تلاش می‌كند به روش‌های گوناگون از مشاركت والدین استفاده كند. اما صرف تصمیم‌گیری و تصویب قوانین برای ایجاد رابطه‌ای صمیمی بین والدین و مدرسه نمی‌تواند مشكل‌گشا باشد. ایجاد همدلی در بین والدین زمانی تحقق پیدا می‌كند كه آنها به صورت ذهنی و قلبی در حل مسائل و مشكلات مدارس درگیر شوند.

گاهی والدین به دلیل اشتغال یا دغدغه‌های گوناگون خود را در امور مدرسه مداخله نمی‌دهند و روز به روز از مدرسه و به تبع آن از فرزندشان فاصله می‌گیرند. این در حالی است كه مدارس می‌توانند مانع از ایجاد این​گونه شكاف‌ها بین خانواده و كودكان شوند.

برگزاری جلسات بین اولیا و مربیان نیز دقیقا به همین منظور صورت می‌گیرد. البته تنها برگزاری این جلسات كافی نیست بلكه این دیدار‌ها زمانی كارگشا خواهد بود كه با هدف مشورت با والدین برگزار شود. به عبارت دیگر، پدر‌ها و مادر‌ها باید بتوانند در تصمیم‌گیری‌های مدرسه در مورد فرزندانشان نقشی داشته باشند.

اگر این جلسات تنها با این هدف برگزار شوند كه والدین در جریان تصمیمات از پیش تعیین شده مدرسه قرار بگیرند، بتدریج كارایی خود را از دست می‌دهند و والدین دیگر تمایلی برای شركت در این جلسات نخواهند داشت.

از دیگر موانعی كه بر سر راه برقراری رابطه بین خانواده‌ها و مدارس قرار دارد، می‌توان به تمایل نداشتن مشاركت خانواده‌هایی اشاره كرد كه در سطح اجتماعی و اقصادی پایینی قرار دارند.

این خانواده‌ها با تصور این‌كه كارایی كمتری برای مدارس دارند، خود را از شركت در این جلسات محروم می‌كنند یا در تصمیم‌گیری‌ها شركت نمی‌كنند. غافل از این‌كه بتدریج آثار و تبعات منفی را در ذهن فرزندانشان بر جا خواهد گذاشت. این افراد باید توجه داشته باشند به صرف حضور فرزندانشان در مدرسه آنها هم حق اظهار رأی و نظرشان را دارند.

برای دیگر موارد مرتبط، می‌توان از ناآگاهی پدرها و مادرها از وظایف و ظرفیت‌های مدرسه نام برد. گاهی والدین توقعات بیش از حدی از معلمان دارند. به طوری كه تصور می‌كنند فرزندشان در مركز قرار دارد و باید تمام توجهات به سمت او معطوف باشد. در نتیجه این احساس در آنها ایجاد می‌شود كه معلم در وظایف خود قصور كرده است. درست كه حساسیت والدین​روی فرزندانشان طبیعی است اما آنها باید به این نكته هم توجه داشته باشند كه همراه آنها تعداد دیگری از كودكان هستند كه معلم وظیفه رسیدگی به آنها را هم دارد. برای حل كردن این مشكل مانند دیگر مشكلات راه‌هایی وجود دارد. برگزاری نمایشگاه‌هایی از دستاوردهای دانش‌آموزان و مربیان می‌تواند والدین را در جریان فعالیت‌ها و زحمات هر 2 گروه قرار دهد. تشویق شاگردان و ایجاد انگیزه و تقویت اعتماد به نفس آنها نیز می‌تواند از دیگر دستاوردهای برگزاری این نمایشگاه‌ها باشد.

تهیه مجلاتی به كمك خود دانش‌آموزان و چاپ آثار آنها، در این نشریات می‌تواند والدین را هرچه بیشتر با مدرسه آشتی دهد. ضمن آن‌كه می‌توان كمك‌های والدین و عرصه‌های فعالیت آنها را در این مجلات منتشر كرد تا سایرین نیز در صورت تمایل در این عرصه‌ها مشاركت داشته باشند.

هر كودك دارای ویژگی‌های منحصر به فردی است كه اگر در مدرسه آنها نادیده گرفته شود، ممكن است در آینده برای او مسائل گوناگونی را ایجاد كند. بنابراین والدین هر كدام از این كودكان منبعی از تجربیات ارزشمند و اطلاعات هستند كه می‌تواند مربیان را در شناخت بیشتر شاگردانشان یاری كند. ملاقات اولیا و مربیان زمانی مفید خواهد بود كه والدین با اختیار و داوطلبانه در آنها شركت كنند. این حضور داوطلبانه زمانی محقق خواهد شد كه به نظرات والدین توجه شود.

هر كدام از والدین هم ویژگی‌های اخلاقی مخصوص به خودشان را دارند. ممكن است بعضی از آنها داوطلبانه نظرشان را بیان نكنند. بهتر است فضای این​گونه جلسات طوری باشد كه برای همه فرصت برابری در ابراز عقیده بیان كند.

این جلسات فرصتی است كه مدرسه، والدینی كه مشكلات مشابه با فرزندانشان دارند شناسایی كند و برای كمك به آنها جلسات آموزش خانواده را برگزار نماید. این رابطه مؤثر و دوستانه بین خانه و مدرسه، باعث ایجاد اعتماد متقابل، خصوصا در والدین خواهد شد. برقراری این رابطه دوستانه مسوولیت سنگینی را به عهده مربیان می‌گذارد تا آنها مهارت‌های ارتباطی خود را تقویت كنند.

مدیران مدارس نیز با ایجاد رابطه‌ای دلسوزانه می‌توانند در عرصه‌های دیگر از همراهی و كمك والدین بهره‌مند شوند.

والدین باید نقش مكمل در فرآیند آموزش مدارس را به عهده بگیرند. این مساله بویژه برای كودكان در سنین دبستان از اهمیت بالایی برخوردار است. والدین باید سعی كنند در مورد محتوای دروس فرزندانشان آگاهی كسب كنند و توصیه‌هایی كه معمولا در ابتدای كتاب‌های درسی خطاب به والدین نوشته شده است، مطالعه كنند. تعامل بین والدین و مربیان به شناسایی استعدادهای كودك كمك شایانی می‌كند.

كودكان نباید احساس كنند كه والدین و مدرسه در 2 جبهه مخالف هم قرار دارند. اما گاهی خود والدین هم در تشدید این اوضاع مؤثر هستند. برای مثال به محض این‌كه كودك احساس بیماری كرد او را تشویق می‌كنند كه به مدرسه نرود یا حتی از او می‌خواهند برای مجاب كردن مربیان، علائم بیماری‌اش را با شدت بیشتری نشان دهد.

نقش والدین

یكی از دلایلی كه باعث می‌شود والدین به مدرسه مراجعه كنند آگاهی از وضعیت درسی یا تربیتی فرزندانشان است. هنگامی كه مدرسه از والدین به صورت اختصاصی دعوت كرده یا این‌كه خود والدین داوطلبانه به آنجا مراجعه می‌كنند باید سعی كنند بدون هیچ گونه پیشفرضی وارد عمل شوند. گاهی والدین در خانه تنها به حرف‌های فرزندانشان در مورد وقایع مختلف گوش می‌كنند و بدون آن‌كه صحبت‌های طرف مقابل را بشنوند شروع به قضاوت می‌كنند.

برای مثال ممكن است فرزند شما مورد شماتت معلمش قرار گرفته باشد و تمام ماجرا را از دیدگاه خودش برای شما شرح دهد. در این حالت ممكن است شما نسبت به مربی او نظری منفی پیدا كنید و آن را به فرزندتان هم انتقال دهید. همچنین هنگامی هم كه به مدرسه مراجعه می‌كنید با همین قضاوت با اولیای مدرسه برخورد كنید در حالی كه شما به جای آگاهی از تمام ماجرا تنها آن بخشی كه فرزندتان انتخاب كرده است، شنیده‌اید. این برخورد می‌تواند آغازگر رابطه‌ای خصمانه بین شما و اولیای مدرسه باشد.

در عین حال والدین باید بتوانند آرامش خودشان را در برخورد با واقعیت‌ها حفظ كنند.

برای مثال ممكن است فرزند شما از لحاظ درسی دچار ضعف شده باشد یا این‌كه در جریان مساله‌ای مقصر شناخته شود. در این شرایط والدین و مدرسه باید به جای بیان ناراحتی‌ها یا شناخت مقصر به دنبال ریشه‌یابی و كمك به دانش‌آموز باشند. برخی از والدین در این شرایط فرزندشان را تبرئه می‌كنند و تمام تقصیر‌ها را به گردن مدرسه یا معلمان می‌اندازند. گاهی نیز بدون توجه به علل اصلی مساله تنها به فرزندشان برای ناتوانی‌اش سركوفت می‌زنند. هر كدام از این برخورد‌ها به نوبه خود اشتباه و مضر هستند. چراكه اگر شما بخواهید عصبانیت خود را متوجه مدرسه كنید در آینده امكان همكاری برای رفع مشكلات را كاهش می‌دهید و اگر هم به مجادله با فرزندتان بپردازید موجب كاهش اعتماد به نفس او خواهید شد. ضمن آن‌كه كودك از آن به بعد سعی خواهد كرد مسائلش را از شما پنهان كند تا مورد شماتت قرار نگیرد.

ضرورتی به نام مراجعه به مدرسه

زمانی كه والدین با مدرسه همراه می‌شوند و فرزندان نیز متوجه این رابطه مثبت هستند، نتیجه هم برای والدین و هم برای فرزندان بسیار راضی‌كننده خواهد بود. در این شرایط دانش‌آموزان خود را هم در مدرسه و هم در خانواده تنها حس نمی‌كنند. یكی از دلایلی كه به والدین توصیه می‌شود تا حداكثر همكاری را با مسوولان مدرسه داشته باشند، این است كه در این شرایط دانش‌آموزان از لحاظ درسی موفق‌تر خواهند بود. همچنین احتمال درگیر شدن نوجوانان در گرداب‌هایی نظیر اعتیاد به سیگار و سایر مواد مخدر كاهش می‌یابد.

بررسی‌ها نشان داده است زمانی كه شرایط مساعد برای دانش‌آموزان فراهم باشد، آنها انگیزه بیشتری برای ادامه تحصیل خواهند داشت و احتمال ترك تحصیل در آنها كاهش می‌یابد.

گاهی ممكن است والدین متوجه رفتارهای مشكوك در فرزندشان شوند. این شرایطی است كه پدرها و مادر‌ها به دلیل احساس نگرانی و اضطراب به تنهایی نمی‌توانند راه‌های معقول و منطقی را برای رویارویی با این شرایط پیدا كنند. این رفتار‌ها می‌تواند شامل ساعات ورود و خروج نامعقول، خواب زیاد، احساس اضطراب دائمی، بی‌حوصلگی، افت درسی، مشكل در برقراری روابط اجتماعی، پرخاشگری و عدم تمایل به صحبت كردن با والدین در مورد مسائل گوناگون از جمله دوستان باشد. در این زمان هرگونه رفتار نامناسب و عجولانه می‌تواند نتایج غیر قابل تصوری را برای آنها بیافریند. برای جلوگیری از بروز هر گونه پیشامد ناگوار بهتر است مربیان مدرسه در جریان این امور قرار بگیرند. آنها می‌توانند مورد مشورت پدر‌ها و مادر‌ها قرار بگیرند و تجربیاتشان را در اختیار آنها قرار دهند.

از سوی دیگر دست‌اندركاران مدارس نیز باید رفتار‌های غیرطبیعی فرزندان را در زندگی خانوادگی آنها جستجو كنند و در صورت وجود مشكل آن را برطرف نمایند. برای مثال ممكن است دانش‌آموزی در محیط آموزشی انزواطلب باشد و تمایلی به برقراری روابط دوستانه با همكلاسی‌هایش نشان ندهد. مربیان باید سعی كنند در صورت مشاهده چنین رفتارهای هر چند ساده در جستجوی علل آن باشند.

راه‌های تقویت رابطه اولیا و مربیان

همان​طور كه گفته شد، انجمن اولیا و مربیان بهترین نهاد برای ایجاد روحیه تعاون بین خانواده و مدرسه است. كارگاه‌های فردی و گروهی برای والدین می‌توانند از میان همین انجمن‌ها تشكیل شوند. گاهی مدارس با كمك روان​شناسان خانواده برنامه‌های مفیدی را برگزار می‌كنند كه در آنها خود دانش‌آموزان نیز حضور دارند. كارگاه‌های هم‌اندیشی خانواده كه با محوریت و مدیریت خود خانواده‌ها برگزار می‌شود نیز از جمله راه‌های مناسب در این زمینه است. تقریبا تمام مدارس در طول هر سال تحصیلی چند اردوی تفریحی را برای دانش‌آموزان فراهم می‌كنند. حضور چند نفر از والدین در این اردوها به عنوان نیروی كمك‌كننده به مربیان می‌تواند در تقویت روحیه دوستی و همكاری بسیار مؤثر باشد. از این رو بهتر است نكات زیر مورد توجه باشد.

ـ بهتر است مدارس ضمن تدارك جلسات ملاقات با والدین در طول هر ماه، هر هفته نیز روزهای مشخصی را تعیین كند تا والدین در صورت بروز مشكلات احتمالی بتوانند هرچه سریع‌تر مدرسه را در جریان قرار دهند.

ـ هنگامی كه والدین به مدرسه مراجعه می‌كنند باید احساس كنند یكی از چندین والدینی هستند كه روزانه به مدرسه فرزندشان می‌روند. ممكن است آنها در عرصه اجتماعی دارای شغل و جایگاه بالایی باشند اما مسوولان مدرسه موظف نیستند با آنها مانند یك رئیس یا مدیر برخورد كنند.

ـ والدین باید سعی كنند انتظارات خود را به طور واضح برای فرزندشان شرح دهند و آنها همانند یك الگو از آن پیروی كنند.

ـ مدارس می‌توانند با تهیه یك تقویم سالانه كه فعالیت‌ها و برنامه‌های مدرسه در آن یادداشت شده است گام مؤثری در جلب اعتماد والدین بردارند. هماهنگی عملكرد مدرسه با شعارها و برنامه‌هایی كه معمولا در ابتدای سال تحصیلی زده می‌شود و پایداری در آنها تا پایان سال تحصیلی از دیگر موارد تأثیرگذار است.

منبع: جام جم