ساره یك دختركوچولوی 5 ساله است كه یك خواهر بزرگ‌تر هم دارد به نام سارا كه كلاس اول دبستان است. ساره خیلی دوست داشت به مدرسه برود. هر روز صبح سارا كه به مدرسه می‌رفت ساره آنقدر گریه می‌كرد كه مامانش عصبانی می‌شد. تا بالاخره مادر تصمیم گرفت ساره را به مهدكودك ببرد. در نزدیكی خانه آنها یك مهدكودك بود به نام فرشته‌های كوچولو. مامان ساره، او را در آنجا ثبت‌نام كرد. از فردای آن روز سارا كه به مدرسه می‌رفت، ساره هم به مهدكودك می‌رفت و خیلی خوشحال بود.

چند روزی گذشت، تا این‌ كه یك روز مادر دید كه ساره خیلی ناراحت است و گوشه‌ای نشسته و گریه می‌كند.

مادر پیش ساره رفت و گفت: چی شده دخترم، چرا گریه می‌كنی؟ كسی اذیتت كرده؟

ساره گفت: نه، دلم برای سارا تنگ شده. دلم می‌خواست پیش سارا بودم. من دوست دارم به مدرسه سارا بروم.

مادر گفت: آخه نمیشه دخترم؛ تو باید در مدرسه‌ای باشی كه همه، همسن خودت هستند و سارا هم به مدرسه مخصوص خودش می‌رود.

ساره گفت: پس چرا دوست من با خواهرش به یك مدرسه می‌آیند؟

مادر كمی فكر كرد و بعد متوجه شد ساره به آن دوتا خواهر دوقلویی كه در مهدكودك او هستند، حسادت كرده. بعد رو كرد به ساره و گفت: ساره جان، آن دوتا دختركوچولوی كلاس شما، دوقلو هستند.

ساره گفت: دوقلو یعنی چی؟

مادر گفت: مگه ندیدی ساره جان آنها چقدر شبیه هم هستند؟ هر دو نفری كه شبیه هم باشند و یك‌شكل لباس بپوشند به آنها می‌گویند دوقلو و حتما همسن هستند. اما تو از خواهرت 2 سال كوچك‌تری.

ساره این موضوع را قبول كرد و بدون هیچ بهانه‌ای به مهدكودك رفت.یك روز مادربزرگ مهربان آنها به خانه‌شان آمد. ساره را روی پاهایش نشانده بود و نوازشش می‌كرد. مادربزرگ از ساره پرسید: ساره جان شنیدم خیلی دختر خوبی بودی، حالا من می‌خوام یك جایزه برات بخرم. به من بگو چی دوست داری داشته باشی؟ ساره گفت: مادربزرگ، من لباس می‌خوام و مادربزرگ دست ساره را گرفت و به بازار رفتند و برای ساره یك لباس انتخاب كرد. در همین موقع ساره به مادربزرگ گفت: مادربزرگ میشه مثل همین لباس هم یكی برای سارا بخری؟

مادربزرگ گفت: بله، حتما و یكی هم برای سارا خرید. حالا آنها دوتا لباسی مثل هم داشتند.

فردای آن روز سارا و ساره لباس‌هایشان را پوشیدند و ساره به سمت مامانش دوید و گفت: مامان حالا ما هم شدیم دوقلو! میشه منم به مدرسه سارا برم؟ مادر كه خنده‌اش گرفته بود ماجرا را برای مادربزرگ تعریف كرد و هر دوی آنها خندیدند و برای ساره توضیح دادند كه دوقلوها هم‌سن هم هستند.

منبع: جام جم