واژه «اختلالات یادگیری» یا «ناتوانی در یادگیری» به معنای عقب‌افتادگی ذهنی یا اختلالات عاطفی نیست. دانش‌آموزانی كه ناتوانی در یادگیری دارند دارای مشكلاتی چون مشكل در صحبت كردن،‌ خواندن، نوشتن، محاسبه، مشكل در تمركز حواس و توجه به مطالب، گیج شدن در مورد زمان و فضا، رفتاری تحریك‌پذیرانه و مشكل در یادآوری و هماهنگی فیزیكی ضعیف دارند.

كودكان مبتلا به اختلال یادگیری پدر و مادر و معلمشان را گیج و آشفته می‌كنند، زیرا مطلبی را به آسانی می‌خوانند و مهارت‌های لازم را كسب می‌كنندو فردا آن را فراموش می‌كنند. این دسته از كودكان معمولا رفتاری نامشخص، غیرقابل پیش‌بینی و غیرثابت دارند. چنین كودكانی در فهمیدن و استفاده از اطلاعاتی كه از حواس پنجگانه‌شان دریافت می‌كنند با مشكل روبه‌رو هستند. این مشكل در تشخیص، انتخاب و ارتباط دادن اطلاعات دریافتی و سپس مربوط ساختن این اطلاعات با دانسته‌های قبلی وجود دارد، بنابراین دانش‌آموزی با این اختلال ممكن است نتواند اطلاعات را برای مدت كافی در حافظه خود نگه دارد و استفاده درستی از آن بكند، حتی ممكن است وی اشكال یا فرم‌های كاملا متفاوت را یك شكل یا همانند درك كند یا حروف الفبا را اشتباه تشخیص دهد. آنچه مسلم است نمای ظاهری و خارجی ناتوانی‌های یادگیری كودكی نسبت به كودك دیگر متفاوت‌اند، ولی آنچه همیشه در آنها دیده می‌شود، الگوی مشخص ضعف یادگیری است كه در كارهای تحصیلی كودك تاثیر می‌گذارد.

اختلال در خواندن

یكی از اختلالات بسیار رایج یادگیری، اختلال در خواندن است. اختلال در خواندن در واقع مهم‌ترین اختلال یادگیری است، زیرا خواندن، پایه همه انواع یادگیری‌هاست. مثلا شاگردی كه در خواندن مشكل داشته باشد به علت این كه در درس‌ ریاضی قادر به خواندن صورت مساله نیست، قطعا در درس ریاضی نیز اختلال پیدا خواهد كرد. همین‌طور چون این دانش‌آموز نمی‌تواند مطلب را بدرستی و راحتی بخواند، در نوشتن نیز مشكل پیدا خواهد كرد یعنی در درس دیكته نیز دچار اختلال خواهد شد.

واژه «نارساخوانی» اغلب به نارسایی‌های فرد در خواندن اشاره دارد. برخی افراد از این واژه‌ به منظور اشاره به همه انواع مشكلات خواندن و نوشتن استفاده می‌كنند. در مورد دانش‌آموزان مبتلا به نارساخوانی می‌توان گفت ممكن است آنان هیچ‌گونه مشكلی در زمینه گفتار نداشته باشند، ولی در زمینه تفسیر شنیداری با مشكل مواجه باشند. به عنوان مثال، مشكلات پردازش واج شناختی باعث می‌شود این كودكان نتوانند كلمه «پر» را از كلمه «تر» تشخیص دهند. در نتیجه ممكن است كودكان نارساخوان، افرادی «بهنجار» به نظر آیند با این تفاوت كه نمی‌توانند بخوبی بخوانند و شنوندگان بد یا بی‌توجهی به حساب آیند.

برخی علائم اختلال خواندن:

ـ‌ خواندن شفاهی آنان روان نبوده یا با مكث همراه است.

ـ دارای سرعت پایین در خواندن هستند.

ـ هنگام خواندن،‌ حرفی را در كلمه اضافه می‌كنند.

ـ حروف را در كلمه جا به‌جا می‌كنند.

ـ‌ آنچه را با صدای بلند می‌خوانند، درك نمی‌كنند.

اختلال در نوشتن

یكی دیگر از اختلالات رایج یادگیری در دانش‌آموزان، اختلال در نوشتن است یعنی دانش‌آموزان مبتلا به این نارسایی، در بیان مقصود خود از طریق نوشتن مشكل دارند و در سطوح بالاتر در انشاءنویسی نیز دارای اشكال‌‌اند. ممكن است كودكان در بسیاری از زمینه‌های مربوط به زبان گفتاری و نوشتاری با مشكلاتی مواجه باشند از جمله این زمینه‌ها می‌توان دست‌خط ، هجی‌كردن، نقطه‌گذاری، نوشتن با حروف بزرگ و انشاء را نام برد. شاید شایع‌ترین اختلال بیان نوشتاری، نارسایی در هجی‌كردن باشد. مشكلات هجی كردن ممكن است نشانه نارسا‌خوانی و بیانگر مشكلات بنیادی در پردازش آواشناختی باشد. مشكل رایج دیگر اختلال نوشتن، مربوط به دستخط است. نباید كودكی با دستخط نسبتا ناخوانا‌ را «نامنظم» یا «بی‌دقت» دانست. در بیان نوشتاری، مشكلات دستخط یك نارسایی به شمار می‌آید و می‌توان آن را بخشی از نارسایی یادگیری غیركلامی دانست. مشكلات بد نوشتن شامل كج و كوله‌نویسی حروف، فاصله ندادن مناسب چه از بالا و چه از پایین و بسیار كند نوشتن است.

ریاضیات چون مبتنی بر مفاهیم انتزاعی است‌ درك آن به رشد عمقی و سطح بالایی نیاز دارد و از آنجا كه بسیاری از دانش‌آموزان به‌رغم رشد جسمی و بالا رفتن سن به مرحله درك انتزاعی نرسیده‌اند، غالبا در درك مفاهیم ریاضی مشكل دارند

هر كسی گاهی اوقات حرفی را ناخوانا می‌نویسد، اما دانش‌آموزان با اختلال در نوشتن بیشتر مطالب را ناخوانا می‌نویسند به طوری كه درك آنچه كه نوشته‌‌اند برای خواننده مشكل است. در چنین مواردی است كه برای آنان نوشتن به عنوان مشكل تلقی می‌شود.

برخی علائم اختلال نوشتن:

ـ این دانش‌آموزان، همواره حروف را معكوس می‌كنند.

ـ به كندی و با زحمت فراوان می‌نویسند.

ـ توالی هجاها را رعایت نمی‌كنند. (برای مثال قسفه را به جای قفسه به كار می‌برند)‌

ـ اعداد را معكوس می‌كنند.

اختلال در یادگیری ریاضیات

یكی از دروسی كه بسیاری از دانش‌آموزان مدارس در آن دچار مشكل و اختلال هستند، درس ریاضی است. ریاضیات چون مبتنی بر مفاهیم انتزاعی است، درك آن به رشد عمقی و سطح بالایی نیاز دارد و از آنجا كه بسیاری از دانش‌آموزان علی‌رغم رشد جسمی و بالا رفتن سن به مرحله درك انتزاعی نرسیده‌اند، غالبا در درك مفاهیم ریاضی مشكل دارند. نارسایی‌های واقعی ریاضی شامل مشكلاتی در مفاهیم و مهارت‌های ریاضی از جمله محاسبه، حل مساله، هندسه، محاسبات ذهنی برآورده احتمالات آمار، كسر اعشاری، اندازه‌گیری و كسر است. برای اختلال داشتن در حساب و به طور كلی ریاضی اصطلاح «نارسایی در ریاضی» مرسوم‌ترین اصطلاح است. به طور كلی اختلال در ریاضی به معنای اختلال شدید یا ناتوانی كامل در محاسبه كردن است. بعضی از دانش‌آموزان دارای اختلالات یادگیری هستند و در ریاضی و در خواندن دشواری دارند و برخی دیگر فقط در یكی از این حوزه‌ها دچار مشكل‌اند. در نتیجه، عملكرد دانش‌‌آموزانی كه فقط مشكلات ریاضی دارند با مسائل دانش‌آموزانی كه در ریاضی و خواندن هر دو مشكل دارند، متفاوت است.

برخی علائم نارسایی‌های ریاضی :

ـ مفاهیم اساسی ریاضی را دشوار می‌یابند.

ـ در نوشتن اعداد در یك ستون و زیر هم با مشكل مواجه می‌شوند.

ـ در حل محاسبات چند مرحله‌ای گیج می‌شوند.

ـ در ریاضی بسیاری از پاسخ‌های آنها نادرست است.

مشكلات هیجانی دانش‌آموزان مبتلا به نارسایی‌های یادگیری

برخی از مشكلات هیجانی دانش‌آموزان مبتلا به نارسایی‌های یادگیری به این شرح است:

افسردگی: بسیاری از پژوهشگران دریافته‌اند كه دانش‌آموزان مبتلا به نارسایی‌های یادگیری در مقایسه با همسالان خود افسردگی بیشتری را تجربه می‌كنند. این افسردگی می‌تواند علل متفاوتی داشته باشد. مثلا این دانش‌آموزان اغلب قادر نیستند ناكامی‌ها و شكست‌‌های پی‌درپی ناشی از اختلالات یادگیری‌شان را تحمل كنند و اگر دلسردی آنها مهار نشود، می‌تواند به احساس درماندگی، عدم كفایت و ناامیدی آنان منجر شود. این امكان وجود دارد كه نوع نارسایی یادگیری نیز بر احتمال افسردگی آنان بیفزاید. به عنوان مثال نارسایی‌های اساسی زبان در ارتباطات اجتماعی آنان مداخله می‌كند و این امر مشكلات اجتماعی و اعتماد به نفس ضعیف آنان را به دنبال دارد. احتمال دیگر این است كه نارسایی یادگیری كودك پیامدهایی داشته باشد كه در افسردگی آنان نقش دارد. برای مثال برچسب خوردن، شناسایی شدن به عنوان فردی متفاوت از همسالان خود و طرد شدن توسط همكلاسی‌ها می‌تواند احساس انزوا و افسردگی كودك مبتلا را افزایش دهد.

اضطراب

دانش‌آموزان مبتلا به نارسایی‌های یادگیری، در مقایسه با دانش‌آموزان بدون نارسایی، سطوح بالاتری از اضطراب عمومی را تجربه می‌كنند. عموما این دانش‌آموزان در مدرسه با موقعیت‌های بسیاری روبه‌رو هستند كه در آن با مشكلی مواجه می‌شوند و همچنین ممكن است اضطراب شدید با این احساس دانش‌آموز، مرتبط باشد كه مسائل از كنترل او خارج است زیرا این دسته از دانش‌آموزان عادت دارند كه شكست و موفقیت خود را به دیگران نسبت دهند. برخی از این دانش‌آموزان معمولا اضطراب خود را به طور مستقیم بروز می‌دهند، به عنوان مثال، به خود شك می‌كنند: «اگر قبول نشدم چه می‌شود؟» آنان ممكن است اضطراب خود را به صورت جسمانی هم نشان دهند. مثل علائمی چون سردرد، دل‌درد و خستگی مفرط. این علائم به احتمال زیاد نشان‌دهنده درماندگی كودك است و ممكن است تلاش‌هایی نسبتا ناهوشیارانه برای جلب حمایت اطرافیان به شمار آیند.

احساس تنهایی

به طور كلی دانش‌آموزان مبتلا به نارسایی‌های یادگیری در روابط بین فردی خود مشكلات بیشتری را تجربه می‌كنند و آنها در مقایسه با همكلاسی‌های خود از شایستگی اجتماعی كمتری برخوردارند. به طور ویژه، رفتارهای محاوره‌ای آنان از جرات و تاثیرگذاری كمتری برخوردار است و گاه ممكن است آنها، ارتباطات غیركلامی را نادرست برداشت كنند. در واقع این دانش‌آموزان در پذیرش اجتماعی، خود را منفی ارزیابی می‌كنند و بیشتر مورد سوءاستفاده همسالان خود قرار می‌گیرند به طور كلی احتمال می‌رود این دانش‌آموزان بیشتر توسط همكلاسی‌های خود طرد شوند. شاید دانش‌آموزان مبتلا به این اختلال به دلیل طرد شدن‌های پی‌درپی توسط همسالان انتظار داشته باشند كه در آینده نیز احساس تنهایی بیشتری نمایند. به طور اخص كودكان مبتلا به نارسایی‌های یادگیری، اغلب خودمحور هستند و در نتیجه چنین كودكانی ممكن است درك نكنند كه چرا دیگران آنان را طرد كرده یا نافرمان تلقی می‌كنند.

راهكارها

ـ ناتوانی در یادگیری یكی از اعضای خانواده، مساله‌ای است كه به اعضا و كودكان دیگر خانواده نیز مربوط می‌شود. امكان دارد به كودكی كه مشكل دارد بیش از حد توجه و برای او دلسوزی كنید كه همه اینها مضر هستند.

ـ به كودك خود كمك كنید نقاط قوت و ضعف خود را دریابد و به او بفهمانید كه فردی باهوش و عادی است و تنها دچار مشكلات جزئی است كه می‌تواند از پس آنها برآید.

ـ وقتی متوجه رفتاری در كودكتان می‌شوید كه نشان‌دهنده مشكلات یادگیری است، به آن به شكل یك مساله برخورد كنید و به آن دقیق شوید.

ـ به دنبال راه‌هایی باشید كه كودك در آن راه‌ها بتواند موفق شود و احساس خوبی در مورد خودش پیدا كند.

ـ او را به خاطر هر كاری كه خوب انجام می‌‌دهد، تحسین كنید. ممكن است كودك نتواند محاسبات ریاضی را خوب انجام دهد، ولی امكان دارد هنرمند خوبی باشد.

ـ كودك را به برقراری روابط دوستانه تشویق كنید. دوستان كودكتان را به منزل دعوت كنید تا با هم بازی كنید یا اجازه دهید كودكتان به منزل دوستانش برود و با آنها بازی كند.

ـ به صورت نمایشی، رفتارهای درست اجتماعی و آداب و رسوم صحیح را با او تمرین كنید به او نشان دهید كه چگونه باید با مردم رفتاركند.

ـ مهم‌ترین نكته این است كه هیچ‌گاه به عنوان والد، منتظر معجزه در مورد كودك مبتلا به اختلال یادگیری خود نباشید. می‌توانید روش‌هایی را به كار گیرید كه نقاط ضعف كودك تا حدودی جبران شود. خودتان را درگیر باورها و عقاید نادرست اطرافیان نكنید. درمان این كودكان احتیاج به وقت و تلاش بی‌وقفه دارد. به آلبرت اینشتین، نلسون راكفلر و توماس ادیسون نگاه كنید؛ همه این افراد دچار ناتوانی‌های یادگیری بوده‌اند.

منبع: جام جم