ایجاد هویت و دستیابی به تعریفی منسجم از خود، مهم‌ترین جنبه‌ی رشد روانی‌اجتماعی در دوره‌ی نوجوانی است. انتخاب ارزش‌ها و باورها و هدف‌های زندگی، مشخصه‌های اصلی این هویت را تشکیل می‌دهد. در‌واقع، شالوده‌ی آنچه نوجوان در آینده به سراغ آن می‌رود، در این دوران ریخته می‌شود.

اگر بخواهیم درباره‌ی اکثر نوجوانان صحبت کنیم، بهتر است به‌جای بحران نوجوانی از «جست‌وجوگری و استقلال‌جویی نوجوان» یا در حالت شدیدتر آن، از «ماجراجویی نوجوانی» سخن بگوییم. شکل‌گیری هویت در اکثر نوجوانان تجربه‌ای است تدریجی و نه‌چندان پرماجرا. وقتی‌که ما قدرت پذیرش تفاوت‌های نوجوانان و نسل جدید را با عادات قدیمی خودمان نداشته باشیم یا به‌عنوان والدین یا اولیای مدارس، انتظار داشته باشیم که افکار و احساسات و رفتار نوجوانان دقیقاً همان‌گونه باشد که ما می‌خواهیم، بدیهی است که این بدفهمی و بی‌انصافی و چه‌بسا آشفتگی درون خود را به‌نام «بحران نوجوانی» به بچه‌های ناپخته‌ای نسبت خواهیم داد که می‌خواهند سازوکار اجتماعی و فضای روانی اطراف خویش را کشف کنند.

پژوهشگری به نام مارسیا، با به‌کارگیری مصاحبه‌های بالینی، توانسته است هویت را در نوجوانی به چهار وضعیت تقسیم‌بندی کند: ۱. دستیابی به هویت؛ ۲. تعلیق هویت؛ ۳. هویت زودرس؛ ۴. پراکندگی یا اغتشاش هویت.

از دیدگاه مارسیا، دستیابی به هویت عموماً پس از دوره‌ی تعلیق هویت و پس از ارزشیابی دقیق با روش‌های مختلف و با حل مسائل و درگیری‌های انتخاب ارزش‌ها و باورها و راه‌ورسم زندگی، برای نوجوانان و جوانان حاصل می‌شود. در این حالت است که پذیرش خود و تعریف مشخص و قطعی از ویژگی‌ها و خواسته‌های خویش، ممکن می‌شود و دریافت فرد از هدف‌های زندگی‌اش حالت واقع‌بینانه می‌گیرد. نوجوانان و جوانانی که در حالت تعلیق هویت هستند، هنوز نتوانسته‌اند تصمیم روشنی برای مسائل اصلی زندگی خود بگیرند. دوره‌ی تعلیق هویت، دوره‌ای است که فرد پیش از پذیرش و دستیابی به تعهد به ارزش‌ها و باورها، به جست‌وجو و انتخاب از میان جانشین‌های مختلف مشغول است. تعلیق هویت در میان جوانان دانشگاهی رواج بیشتری دارد. آنان معمولاً نمی‌توانند به‌سادگی به مرحله‌ی دستیابی به هویت برسند. بیشتر جوانانی که وارد دانشگاه نمی‌شوند، در مرحله‌ی تعلیق هویت قرار می‌گیرند و به بازنگری و تغییر نگرش‌های خود می‌پردازند. برعکس، پسران جوانی که از همان آغاز جوانی وارد بازار کار می‌شوند و دختران جوانی که زود ازدواج می‌کنند، زودتر به هویتی تثبیت‌شده می‌رسند. این افراد در وضعیت هویت زودرس قرار دارند.

افرادی که به هویت زودرس دچار می‌شوند، بحرانی را تجربه نکرده‌اند؛ ولی به شغل و ایدئولوژی معینی متعهد هستند که حاصل جست‌وجوگری خود آنان نیست؛ بلکه والدین به‌صورت حاضر و آماده به آنان ارائه کرده‌اند. این دسته از نوجوانان و جوانان، نمی‌توانند بین اهداف خود و اهداف والدینشان تفاوتی بگذارند. رابطه‌ی عاطفی و تبعیت آنان از خانواده به‌قدری قوی است که به اسارت نزدیک‌تر است تا به رابطه‌ی دوستانه‌ی خانوادگی. برخی تحقیقات حاکی از آن است که کمتر از نیمی از جوانانی که در مرحله‌ی هویت زودرس یا اغتشاش هویت هستند، با تأخیری یک تا شش‌ساله، خود را به مرحله‌ی تعلیق و گاهی به مرحله‌ی دستیابی هویت می‌رسانند. وضعیت چهارمی که مارسیا درباره‌ی هویت نوجوانان و جوانان در نظر گرفته، اغتشاش هویت است. افرادی که اغتشاش هویت دارند، نه بحرانی را تجربه کرده‌اند و نه تعهدی به شغل، فلسفه‌ای سیاسی، مذهب و معیارهای سبک زندگی پیدا کرده‌اند. پراکندگی یا اغتشاش هویت ازنظر رشدی، ساده‌لوحانه‌ترین وضعیت هویت به‌حساب می‌آید و معمولاً در آغاز نوجوانی در افراد مشاهده می‌شود. پراکندگی و راکدماندن طولانی هویت و نداشتن رشد، در این دوره بیشتر ممکن است باعث ازهم‌پاشیدگی شخصیت شود. این نیز نشانه‌ی تشخیصی آسیب‌شناسی روانی است.

چگونگی رشد هویت متأثر از عواملی گوناگون است: عامل شخصیت، عامل خانواده، عامل مدرسه و جامعه‌ی کوچک و عوامل مربوط به جامعه‌ی بزرگ. وضعیت هویت با ویژگی‌های شخصیت ارتباط دارد. این ویژگی‌ها، هم علت و هم معلول رشد هویت به‌حساب می‌آیند. از میان این ویژگی‌ها، برخی به‌خصوص انعطاف‌پذیری و بازبودن ذهن فرد در برخورد با ارزش‌ها و باورها مهم است. نوجوانان و جوانانی عموماً به وضعیت هویت زودرس دچار می‌شوند که تصور می‌کنند حقیقت مطلق همیشه دست‌یافتنی است و برعکس، آنانی عموماً به تعلیق هویت دچار می‌شوند که هیچ اعتمادی به کسب دانش اطمینان‌بخش ندارند.

نوجوانان و جوانانی که معیارهای عقلانی را برای تشخیص مناسب و انتخاب راه بهتر به‌‌کار می‌گیرند، معمولاً به وضعیت دستیابی به هویت منسجم می‌رسند. عامل خانواده نیز درصورتی‌که خانواده «پایگاه امنی» باشد که نوجوانان بتوانند با اطمینان از این پایگاه به‌سوی دنیای بزرگ‌تر پیش بروند، رشد هویت را تقویت می‌کند. نوجوانانی که احساس می‌کنند به والدینشان دل‌بسته‌اند، اما در عین حال آزادند تا عقاید خودشان را بیان کنند، هویت کسب می‌کنند یا در حالت وقفه هستند.

نوجوانانی که هویت زودرس دارند، معمولاً روابط صمیمی با والدین دارند، اما از فرصت جداشدن سالم بی‌بهره‌اند و نوجوانانی که دچار پراکندگی هویت هستند، کمترین رابطه‌ی صمیمانه و ارتباط آزاد را در خانواده دارند. البته مدرسه و جامعه‌ی کوچک با ارائه‌ی فرصت‌های غنی و گوناگون برای جست‌وجوگری و اکتشاف می‌تواند تأثیر مهمی بر رشد هویت نوجوانان بگذارد. یکی از این تفاوت‌ها ایجاد وضعیتی است که نوجوان بتواند شغل دلخواه خود را کشف کرده و برای دستیابی به آن برنامه‌ریزی و کار کند.

منبع: بانک مقالات فرهنگی - آموزشی