رشد عاطفی یکی از مهمترین جنبه‌های رشد کودکان است. زیرا اگر عواطف و هیجانات کودک به طور طبیعی ارضاء نشوند، کودک نمی‌تواند از زندگی و فعالیت‌های روزمره خود لذت ببرد. در زندگی کودک هیجانات و عواطف نقش بسیار مهمی دارند. این عواطف و هیجان‌ها هستند که زندگی و فعالیت‌های کودک را شیرین و لذت بخش می‌کنند، ولی تأثیر عواطف و هیجان‌ها همیشه برای کودک مفید نیستند. اگر عواطف و هیجانات کودک، بنابه دلایلی مانند فوت یکی از والدین و یا جدایی آنها از هم، نابسامانی‌های موجود در خانواده، اختلاف و مشاجره دائمی والدین و غیره بسیار شدید و حاد باشند، ممکن است که کودک علاوه بر تحمل صدمات شدیدی که بر رشد جسمانی او وارد می‎شود، قدرت سازگاری خود را با محیط نیز از دست بدهد و دچار بحران روحی شود. چنین کودکی معمولاً احساس مشکل و بی‌لیاقتی می‌کند، کمبودها و ناراحتی‌های عاطفی و روانی چنان اثر عمیق و دائمی در زندگی کودک می‌گذارند که او هرگز نخواهد توانست آسیب‌ها و صدمات عاطفی و روانی دوران کودکی خود را به طور کامل جبران كند. چگونگی تأثیر هیجان‌ها و عواطف در زندگی فردی و اجتماعی کودک به صورت‌های گوناگون مطرح است. عواطف و هیجانات روزانه مانند ترس، خشم، حسادت، و غیره باعث می‌شوند که کودک از زندگی خود لذت ببرد و برای فعالیت‌های مختلف آماده شود.


گاهی اوقات تنش‌های هیجانی و عاطفی، مهارت‌های حرکتی کودک را مختل و در فعالیت‌های ذهنی او از جمله یادآوری، تمرکز، استدلال و غیره مداخله می‌كند. بروز هیجانات و عواطف دیدگاه کودک را به زندگی اجتماعی و جامعه تغییر می‌دهد و تعامل اجتماعی او را بر می‌انگیزاند و کودک یاد می‌گیرد که خواست‌های خود را با معیارهای اجتماعی هماهنگ کند. همچنین عواطف و هیجانات خوشایند و ناخوشایند کودک، جو روانشناختی و اندیشه او را در مورد خانه، مدرسه، گروه‌های همبازی و غیره تحت‌تأثیر قرار می‌دهد و دیگر اینکه تکرار پاسخ‌های عاطفی و هیجانی از سوی کودک، باعث رشد عادت در او می‌شود.

منبع: بانک مقالات فرهنگی - آموزشی