هوش یكی از ویژگی​های مهم انسانی است و از این‌رو محققان و دانشمندان بسیاری به این بعد شگفت انسان پرداخته‌اند و در پی ارتقای این توانایی بشر بوده‌اند. اگر به اطراف‌‌مان نگاه كنیم متوجه می‌شویم هیچ مادری نیست كه به دنبال باهوش‌تر شدن فرزندش نباشد. همه كارفرماها به دنبال افراد باهوش و خلاق می‌گردند و افرادی در ورود به دانشگاه و موقعیت‌های بالاتر شغلی موفق‌ترند كه از هوش بالاتری برخوردار باشند. از این‌رو برای ارتقای هوش انسان‌ها تلاش‌های فراوانی صورت گرفته و هزینه‌های گزافی در این راه خرج شده است. حال برای ارتقای هوشی كه اینچنین در زندگی ما موثر است چه كاری می‌توان انجام داد؟

با این كه وقتی در مورد هوش صحبت می‌كنیم همه می‌دانیم منظور از این واژه چیست، جالب است بدانید تعاریف بسیار متنوعی از این واژه وجود دارد كه البته هیچ یك مورد قبول همه صاحبنظران واقع نشده است. چراكه هوش یك مفهوم ذهنی و انتزاعی است و نمی‌توان تعریفی كلی در مورد آن ارائه داد، بلكه فقط می‌توان ویژگی‌های آن را برشمرد.

هوش جنبه‌ها و انواع مختلفی دارد. برخی دانشمندان هوش را توانایی خوب داوری، استدلال و درك كردن و نیز استعداد فكری فرد برای تطابق با محیط می‌دانند. كسی كه توانایی یادگیری بالاتر، تطابق بیشتر و تفكر انتزاعی (استدلال كلامی و ریاضی) بهتری داشته باشد، مسلما از توانایی ذهنی و هوش بالاتری برخوردار است.

یكی از ابعاد مهم هوش، مهارت انجام عملیات ریاضی با سرعت بالا و به صورت صحیح است. این بعد یك عامل عددی است و می‌توان تا حدودی از روی آن میزان هوش فرد را سنجید. افراد باهوش معمولا توانایی بالایی برای انجام عملیات ریاضی آن هم به طور صحیح دارند.

جنبه مهم دیگری از هوش، مهارت كلامی است. این مساله را می‌توان با استفاده از آزمون‌های درك كلامی سنجید. بیشتر تفاوت‌های افراد ناشی از میزان توانایی‌های شناختی و قدرت‌پردازش ذهنی اطلاعات است. شیوه‌های پردازش افراد متفاوت است، برای مثال كسانی كه از مهارت كلامی بهتری برخوردارند نسبت به دیگران توانایی بالاتری در پردازش‌ داده‌های حافظه خود دارند. این افراد داده‌ها را در ذهن خود بهتر دسته‌بندی می‌كنند و در نتیجه برای یادآوری و استفاده مجدد از این داده‌ها با سرعت و كیفیت بهتری عمل می‌كنند. بعلاوه این افراد روان‌تر صحبت می‌كنند، چرا كه از مهارت به كارگیری سریع كلمات نیز برخوردارند.

همچنین توانایی درك فضایی و تصور اشیا در یك فضای تخیلی در افرادی كه هوش بالاتری دارند، بیشتر است. این افراد خیلی خوب می‌توانند آنچه را می‌شنوند یا می‌خوانند در یك فضای ذهنی تجسم كنند و از این طریق به درك بهتری دست یابند.

درك و استدلال خوب جزء دیگری از هوش محسوب می‌شود. فردی كه از مهارت بالایی در استدلال و تفكر استقرایی و قیاسی برخوردار است، مسلما از هوش بالایی بهره‌مند است. (استقرا به این معناست كه از كنار هم قرار دادن داده‌های جزئی به یك مساله كلی پی ببریم.)

حافظه از جمله توانایی‌های ذهنی است كه می‌تواند بیانگر میزان هوش فرد نیز باشد. حافظه بیانگر توانایی ذهن در به یاد سپردن و یادآوری سریع مطالب است و هر چه حافظه فرد قوی‌تر باشد، توانایی ذهن و به دنبال آن هوش فرد بالاتر خواهد بود.

بهره هوشی یا همان IQ معیاری است كه امروزه بیشتر برای محاسبه هوش افراد به كار می‌رود. این مقیاس از تقسیم سن تقویمی بر سن عقلی ضرب در 100 به دست می‌آید. منظور از سن تقویمی، سن شناسنامه‌ای یا حقیقی فرد است و سن عقلی نیز سنی است كه با آزمون‌های مختلف قابل شناسایی است. هر چه میزان بهره هوشی فرد بالاتر باشد به این معنی است كه فرد نسبت به هم سن و سالان خود از هوش بالاتری برخوردار است.

عوامل موثر بر هوش

به طور كلی باید گفت برخی محققان به این نتیجه رسیده‌اند كه هر چند هوش عموما جنبه ارثی دارد و تجربیات محیطی ممكن است نقش كمتری در گسترش این توانایی ایفا كند، اما رشد واقعی هوش به چیزی فراتر از وراثت نیاز دارد. آنچه اغلب متخصصان امروزه بر آن توافق دارند، این است كه محیط نیز می‌تواند نقش مهمی در رشد هوشی فرد ایفا كند. پس غنی‌سازی محیط كودكان بخوبی می‌‌تواند هوش آنها را افزایش دهد.

به طور كلی باید گفت 2 عامل مهم محیطی در ارتقای توانایی هوشی افراد، تغذیه فرد و نیز آموزش موثر است. تغذیه در تمام مراحل رشد انسان بر قابلیت‌های ذهنی تاثیرگذار است. كودكانی كه در نوزادی با شیر مادر تغذیه شده‌اند، نسبت به افرادی كه با شیر خشك یا انواع دیگر شیر تغذیه شده‌اند، از توانایی‌های ذهنی بالاتری برخوردارند. این تفاوت با افزایش مدت شیردهی مادر رابطه مستقیم دارد. كودكانی كه حداقل 9 ماه با شیر مادر تغذیه می‌شوند، نسبت به كودكانی كه یك ماه و كمتر تغذیه با شیر مادر داشته‌اند، به صورت مشخصی هوش بیشتری داشته و از قابلیت‌های بیشتر ذهنی برخوردارند.

هر‌چند هوش عموما جنبه ارثی دارد و تجربیات محیطی ممكن است نقش كمتری در گسترش این توانایی ایفا كند، اما رشد واقعی هوش به چیزی فراتر از وراثت نیاز دارد

تاثیر تغذیه بر هوش چنان است كه بر اساس تحقیقات صورت گرفته، اگر كودكانی را كه از لحاظ تغذیه از وضعیت خوبی برخوردار نیستند تحت رژیم غذایی مطلوب قرار دهیم، پس از مدتی بهره هوشی آنان افزایش می‌یابد و این تاثیر به مرور زمان بیشتر نیز می‌شود. یعنی اگر تغذیه مناسب این كودكان مدت بیشتری ادامه یابد می‌توان انتظار داشت به میزان بیشتری به هوش بالاتر دست یابند.

دیدگاهی كه بین افراد مختلف دیده می‌شود، این است كه جنسیت كودكان بر میزان هوش آنها اثرگذار است، در حالی كه به طور كلی بین دو جنس از نظر هوشی تفاوت چندانی وجود ندارد. البته این به این معنا نیست كه دو جنس هیچ تفاوتی با هم ندارند، بلكه برخی توانایی‌های ذهنی در دختران و برخی در پسران بیشتر است.
برای مثال دختران بیشتر از نظر خواندن، روانی كلامی، فهمیدن، چالاكی انگشتان دست و برخی مهارت‌های دیگر بهتر هستند. از طرف دیگر توانایی دیداری فضایی،‌ استدلال ریاضی، استعداد فنی و سرعت هماهنگی حركات عضلانی در پسران قوی‌تر است.

البته به نظر می‌رسد این تفاوت‌ها بیشتر از روش تربیت متفاوت دختران و پسران و نیز عوامل فرهنگی ناشی می‌شود تا عوامل ذاتی و وراثتی دو جنس. در برخی تحقیقات نشان داده شده است در پسرانی كه در سنین مختلف و در حین رشد مورد بررسی قرار گرفته‌اند تا 6 سالگی برای پردازش اطلاعات فضایی و غیركلامی، برتری با نیمكره راست مغز است. در حالی كه در دختران، برتری نیمكره سمت راست مغز برای پردازش اطلاعات فضایی تا قبل از نوجوانی قابل مشاهده نیست.

هورمون‌ها نیز در میزان فعالیت مغزی اثر بسزایی دارند. برای مثال هورمون تیروئید برای رشد مغز جنین و نوزاد بسیار ضروری است و اگر مادر یا خود نوزاد دچار كم‌كاری تیروئید باشند، باید بلافاصله درمان مربوط برایشان انجام شود. این هورمون در افزایش عملكرد ذهنی نوزاد نقش تعیین‌كننده‌ای دارد و در گذشته كه بیماری‌های تیروئیدی در كودكان بسرعت شناسایی نمی‌شد، بسیاری از این كودكان به مشكلاتی از قبیل عقب‌ماندگی ذهنی دچار می‌شدند. خوشبختانه در سال‌های اخیر تمام كودكان در بدو تولد از نظر عملكرد تیروئیدی بررسی می‌شوند و دیگر نگرانی خاصی در این زمینه وجود ندارد.

تحصیلات و مطالعه ازجمله عوامل محیطی موثر بر توانایی هوشی افراد هستند. همزمان با افزایش كلی سطح تحصیلات در تمام دنیا و به موازات این افزایش، نمرات آزمون‌های هوشی نیز افزایش یافته است، به طوری كه اكثر افراد در این آزمون‌ها نمرات متوسط كسب می‌كنند و بهره هوشی متوسطی دارند، در صورتی كه در گذشته سطح هوشی اكثریت مردم در نقاط مختلف دنیا، كمتر از متوسط بود.

در تحقیقاتی كه روی كودكان ساكن جنوب آفریقا كه 4 سال از مدرسه رفتن و تحصیل بازمانده بودند، صورت گرفت مشخص شد به ازای هر یك سال تفاوت در سطح كلاسی افراد 5 نمره بهره هوشی آنها كاهش یافته است. نكته جالب‌تر آن كه نمرات آزمون‌های هوش، در طول ماه‌های مدرسه رو به افزایش و در ماه‌های تعطیل رو به كاهش داشته است.

علاوه بر این، كودكانی كه متناسب با روز تولد خود یك سال زودتر به مدرسه می‌روند، نسبت به كودكانی كه دیرتر به مدرسه می‌روند،‌ از هوش بالاتری برخوردارند. مهم‌تر از همه این كه رشد هوشی افراد، نتیجه تعامل مستقیم توارث و محیط است و هوش فرد تا حد زیادی تابع این تعامل است.

باید توجه داشته باشید با این كه در عوامل محیطی تاكید بیشتر بر تحصیلات بوده است ولی نقش فرهنگ مسلط بر جامعه، روابط خانوادگی، رسانه‌ها و دیگر عوامل محیطی را نباید نادیده گرفت.

از طرفی دیگر دیده شده سطح اجتماعی افراد تا حد زیادی در هوش آنها موثر است. موقعیت اجتماعی و اقتصادی افراد، بسته به سطح شغلی و تحصیلی و درآمد پدر و مادر تعریف می‌شود. تفاوت بین متوسط هوش كودكان در رابطه با سطح اقتصادی اجتماعی آنها می‌تواند ناشی از تاثیر مستقیم شرایط مطلوب خانوادگی و محیطی در جهت پرورش قابلیت‌های ذهنی كودكان باشد.

بعلاوه طبیعت و تربیت از دیگر عوامل موثر بر هوش افراد است. برای مثال از عوامل موثر بر هوش كودكان می‌توان به جمعیت خانواده و ترتیب تولد فرزندان، انتظارات و نگرش والدین نسبت به فرزندان، محل سكونت،‌ فقر و فشارهای اقتصادی،‌ روش‌های تربیتی متفاوتی كه از طرف والدین اعمال می‌شوند، امكانات و فرصت‌های آموزشی اشاره كرد. در میان عوامل موثر بر هوش، برخی موارد مثل ژنتیك و وراثت را نمی‌توان تغییر داد، ولی موارد محیطی بسیاری وجود دارد كه می‌توان در آنها تغییر ایجاد كرد و از این طریق، هوش افراد را ارتقا بخشید. یكی از این عوامل محیطی، تغذیه است. یك نكته مهم كه به تمام مادران توصیه می‌شود این است كه برای كودكان خود تا حد امكان از شیر خشك استفاده نكنند و به تغذیه كودك خود از همان ابتدا توجه كنند.

موسیقی، هوش را افزایش می‌دهد

براساس برخی تحقیقات، آموختن موسیقی نیز می‌تواند باعث افزایش قابلیت‌های ذهنی فرد شود. دیده شده است كودكانی كه به آموختن موسیقی می‌پردازند، از بهره هوشی بیشتری نسبت به دیگر همسالان خود برخوردارند. بنابراین می‌توانید از این راه برای تقویت هوش كودكان خود استفاده كنید.

جالب است بدانید بازی در فضاهای باز همراه گروهی از همسالان باعث افزایش هوشمندی افراد می‌شود؛ چراكه این نوع بازی‌ها به روش‌های مختلف، مهارت‌های افراد را به كار می‌گیرند و باعث تقویت آنها می‌شوند. بازی‌های كامپیوتری نیز با تمام عوارضی كه دارند، می‌توانند باعث افزایش قدرت خلاقیت و تفكر بهتر و مناسب‌تر افراد شوند. البته این بازی‌ها در حد اندك و در زمان‌های كوتاه باید انجام شود تا از عوارض ناشی از آنها بر چشم‌ها و ساكن بودن طولانی كودكان جلوگیری شود.

مطالعه، روشی بسیار خوب برای تقویت شناخت و مهارت‌های دیگر است. هر قدر میزان مطالعه بیشتر باشد، قابلیت‌های ذهنی نیز افزایش می‌یابد.

سعی كنید كنجكاوی‌های كودكانتان را بشناسید و به آنها بال و پر دهید. با این كار، كودكان با علاقه بیشتری به شناخت محیط می‌پردازند و هوشیارتر می‌شوند. هیچ گاه حس كنجكاوی كودكان را سركوب نكنید. به جای مقابله با این حس كودكان باید به ایجاد انگیزه در آنها بپردازید و اعتماد به نفس كودكانتان را تقویت كنید تا در آینده با توانایی بیشتری به شكوفایی دست یابند.

به خاطر داشته باشید كه نباید كودك خود را كوچك بشمارید، باور داشته باشید میزان آموزش‌های شما بر هوش كودكان موثر است. این به این معنا نیست كه انتظاراتتان را از كودك خود افزایش دهید، بلكه باید به كودك خود اعتماد كنید، صبور باشید و سعی كنید به وی چطور فكر كردن را بیاموزید. با افزایش روابط اجتماعی كودك، می‌توانید اعتماد به نفس و هوشمندی كودكتان را بهبود ببخشید. به او بیاموزید در جمع شعر بخواند یا با دیگران سخن بگوید، با این شیوه مهارت‌های اجتماعی كودك افزایش می‌یابد و به این ترتیب می‌تواند با جسارت بیشتری محیط خود را بشناسد و رشد كند.

منبع: جام جم