یك روز عصر دنبال دختركوچولو همه اتاق‌ها را گشتم و بالاخره كتی را كه آن موقع دو سالش بود، در اتاق خودم پیدا كردم؛ در كمدم باز بود و یك اسكناس 20 دلاری پاره هم در دست‌های كتی بود. دخترك كه با اخم به اسكناس نگاه می‌كرد، وقتی من را دید آن را نشانم داد و گفت: این خیلی زشت بود.

خنده‌ام گرفته بود ولی خودم را كنترل كرده و با اخم به كتی نگاه كردم؛ اسكناس را كه حالا تكه‌تكه شده بود از دستش گرفتم و با صدای بلندی گفتم: چی كار كردی؟ چرا پول‌ها را پاره می‌كنی؟

من فریاد زدم و دخترك مظلومانه اشك ریخت. تازه به خودم آمدم؛ كتی را در آغوش گرفتم و از او معذرت‌خواهی كردم. راستش كمی كه بیشتر فكر كردم متوجه شدم خودم مقصر بوده‌ام؛ دختركوچولوی من كه مفهوم پول را هنوز نمی‌فهمید و این من بودم كه با خیال راحت او را تنها گذاشته بودم.

شب كه همسرم آمد، جریان را برایش تعریف كردم و او گفت اگر پول را به یكی از شعبه‌های بانك ببرم، حتما برایم تعویض خواهند كرد. ولی من ترجیح دادم این كار را انجام ندهم و امروز بعد از گذشت شش سال، آن اسكناس پاره شده هنوز در كمد من است؛ آن را نگه‌داشته‌ام تا همیشه یادم باشد​ گاهی بچه‌ها طوری رفتار می‌كنند كه مطابق میل ما نیست، ولی به جای عصبانیت باید به شكل دیگری با آنها برخورد كنیم.

البته جالب است بدانید متخصصان اطفال می‌گویند این كارهای عجیب بچه‌ها، خیلی هم بد نیست؛ مثلا كتی نشان داده در​ دو سالگی چقدر خوب می‌تواند دست‌هایش را كنترل كند و كارهای مربوط به آن را انجام دهد.

یكی از این متخصصان می‌گوید: گاهی وقت ها كه بچه‌ها به مطب من می‌آیند، قبل از این‌كه داخل اتاق شوم تمام دستمال كاغذی‌های روی میز را از جعبه در می‌آورند و حسابی آنجا را به هم می‌ریزند. در این شرایط معمولا مادر‌ها از من معذرت‌خواهی می‌كنند ولی من به آنها می‌گویم این فوق‌العاده است و این كوچولو در انجام یكی از مراحل معاینات به من كمك كرده تا كارم زودتر پیش برود.

بنابراین چه خوب است اگر همیشه این دردسرها و سختی‌ها را از زاویه دیگری ببینید و خداوند را شكر كنید كه فرزند سالمی به شما داده است؛ البته این مسائل به معنای نادیده گرفتن تربیت كودك نیست و فقط به والدین توصیه می​شود گاهی​ خیلی سخت نگیرند.

منبع: جام جم